کوچکتر که بودیم دل بزرگتری داشتیم .امروز که بزرگیم چقدر دل تنگیم .
خوش به حال بعضی مردم که تو زندگی شدن گم . التماس بی گناهان پیششون چقدر حقیره . نه به فکر عطر یاسن نه به فکر التماس . خنده داره واسشون که دل ما یه جایی گیره .
درخت غم به جانم کرده ریشه . به درگاه خدا نالانم همیشه . رفیقان قدر یک دیگر بدانید . اجل سنگ است آدم مثل شیشه .
گل عشق تو هستم شبنم باش . دلم دنیای زخم مرحمم باش . زدرد بی کسی قلبم شکسته . در شهر بکسی ها همدم باش .
درست است که روزی فراموش می کنی و روزی فراموش می شوی .اما بدان فراموش شدگان هرگز فراموش کنندگان فراموش نخواهند کرد .
چشم مست تو عجب جلوه گر بیداد است . خم به ابروی تو سر مشق کدام استاد است . خم ابروی تورا دیدم رفتم به سجود . صید را زنده گرفتن هنر صیاد است .
زندگی مثل بستنی می مونه . قبل از اینکه آب بشه باید لذتش را برد .
من از چشمان خود آموختم رسم محبت را . که هر عضوی به درد اید به جایش چشم میگرید .
عمریست لبخندهای یارم را در دل زخیره می کنم برای روز مبدا . اما در صفحه تقویم روزی به نام روز مبادا نیست . هر روز بی تو روزی مبداست .
به شیک پوشان عالم بگویید که آخرین تیپ کفن است .
من سبزه می شوم . حتی اگر تو مانع روییدنم شوی . من غنچه می دهم حتی اگر به زخم تیر عادتم دهی . حتی به حرمت عشق تو گل نمی دهم . چون من واقفم که تو زیبا ترین گلی
نگو باز گران بودیم و رفتیم . آخه اینا دلیل محکمی نیست . بگو با دیگران بودیم رفتیم .
نگو باز گران بودیم و رفتیم . آخه اینا دلیل محکمی نیست . بگو با دیگران بودیم رفتیم .
نگو باز گران بودیم و رفتیم . آخه اینا دلیل محکمی نیست . بگو با دیگران بودیم رفتیم .
نگو باز گران بودیم و رفتیم . آخه اینا دلیل محکمی نیست . بگو با دیگران بودیم رفتیم .
نگو بار گران بودیم و رفتیم . آخه اینا دلیل محکمی نیست . بگو با دیگران بودیم رفتیم .
نگو باز گران بودیم و رفتیم . آخه اینا دلیل محکمی نیست . بگو با دیگران بودیم رفتیم .
ما و مجنون همسفر بودیم . در دشت جنون او به مقصد ها رسید .و ما هنوز اواره ایم .
هر از گاهی توقف در ایستگاه بین راه . فرست خوبیست برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راهی که پیش روست . گاهی برای رسیدن باید نرفت .
هر از گاهی توقف در ایستگاه بین راه . فرست خوبیست برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راهی که پیش روست . گاهی برای رسیدن باید نرفت .
هر از گاهی توقف در ایستگاه بین راه . فرست خوبیست برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راهی که پیش روست . گاهی برای رسیدن باید نرفت .
من اگر دختر نفرین شده ی اندوهم / یا که از نسل گلی هرزه میان کوهم / توهم آن آدمک چوبی پیمان شکنی / که فقط لایق آتش زدنی .
کلی چیدم فرستادم برایت . غضب کردی فشردی زیر پایت . همان یک گل نباشد قابل تو . تو از گل بهتری جانم فدایت .
اول از روی ادب ای گل رخسار سلام . دوم از روی محبت به تو دادم این پیام .
لالالا بخواب دنیا خسیسه واسه کمتر کسی خوب می نویسه. یکی لبهاش غرق خندست یکی پلکش تو خواب خسه خیسه .
بگم سلام دل می گیره . بگم علیک دل می میره .فقط میگم دوست دارم این جوری آروم می گیره .
از احد تا احمد یک میم فرق است . جهانی اندر این یک میم غرق است .
چنین گفت عاشقی : عاشق باش و دوست داشتن را دوست بدار . از تنفر متنفر باش . به مهربانی مهر بورز . با آشتی آشتی کن و با جدایی جدا باش .
زندگی جدولی است که اگر آن را کامل کنیم . جایزه اش مرگ است .
دیروز در دادگاه دلم مغزم قاضی بود .متهم قلبم . جرمم عشقم بود .
کی گفته خنده ربطی به مرگ نداره . تو بخند تا من برات بمیرم
زندگی قصه ای است که کودکان از آن آگاهند و آن را با گریه آغاز می کنند .
دنیا سه اصل دارد . خاطره . غم . عشق . با اولی رنگی کن .دومی روبه بخاطر سومی تحمل کن .
تو مثل اون گل سرخی که گذاشتم لای دفترم . مثل تقدیر . مثل قسمت . مثل اون الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت.
زندگی زیباست به شرط آنکه دوستی را ضرب کنیم . شادی را جمع کنیم . اختلاف ها را کم کنیم . غم ها را تقسیم کنیم .
یک چیز را به خاطر داشته باش .آنچه باعث غرق شدن می شود فرورفتن در آب نیست . ماندن در زیر آب است.
ای دوست گلی به یادگاری بفرستم .گر گل نبود خوشه خاری بفرست . هر چند ندارم خبر از احوالت . این نامه که می رسد جوابی بفرست.
کو طبیبی تا که شکافت قلب خونین مرا . تا ببیند من نمردم .عشق تو گشته مرا .
آدم کسی را که دوست داره همش اذیت می کنه . ام خودش فکر می کنه داره محبت می کنه .
تو در شب تولدت به شعله فوت می کنی .به چشم من که می رسی فقط سکوت می کنی . اگر کسی در دل توست بگو کنار می روم . گناه کن بجای تو بر سر دار می روم .
باز آمدم به خدمتت دیر نشد . اندیشه نکن دلم زتو سیر نشد .یک موی تو را به عالم نفروشم .تو جان منی کسی زجان سیر نشد .
شاید زندگی آن جشنیی نباشد که آرزویش را داشتی . اما حالا که به آن دعوت شدی تا می توانی زیبا برقص .
اگر تمام شب را برای ندیدن خورشید گریه کنی لذت دیدن بهترین ستاره رو از دست میدی .
با خود عهد کردم بار دگر که تو را دیدم بگویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو می میرم .
بیا دنیا را قسمت کنیم . آسمون مال تو ابرهاش مال من . دریا مال تو موج هاش مال من .خورشید مال تو ماه مال من . اصلآ دنیا مال تو تو مال من .
به چشم خسته من آسمون از سنگ شده .لعنت به این تنهایی . دلم برات تنگ شده .
در زندگی بارون نباش که فکر کنن با منت خودت را به شیشه می کوبی . ابر باش تا منتظر باشند تا بباری .
ما همیشه صداهای بلند را می شنویم .پرنگ ها را می بینیم . سختی ها را می خواهیم . غافل از این که خوبی ها آسون می یان بی رنگ می مونند و بی صدا می رند .
در خواب ناز بودم شبی . دیدم کسی در میزند . در را گشودم روی او . دیدم غم است در می زند . ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا .غم با همه بیگانگی هر شب به من سر می زند .
دوستی گلی است مثل نیلوفر ناز .ساقه ای ترد و ظریفی دارد .بیگمان سنگ دل است . آنکه رو امید آرد جان این ساقه ی نازک را نداسته بیازارد .
حال دنیا را پرسیدم . فرزانه گفت ؟یا باد یا خاک یا افسانه . گفتمش: احوال عمرم را بگو . تاعمر چیست ؟ گفت : یا برگ است یا شمع است یا پروانه گفتمش : اینها که می بینی چرا به این دنیا دلبسته اند . گفت: یا کورند یا مستند و یادیوانه .
می رسد روزی که بی من روزها را سرکنی . می رسد روزی که مرگ عشق را با ور کنی . می رسد روزی که تنها در کنار عکس من خاطرات کهنه را یک به یک از بر کنی .
از دست غریبه خنجر خوردم بیدار شدم . از دست آشنا خنجر خوردم بیمار شدم . از درد خنجر غریبه گریه کردم آرام شدم . از درد خنجر آشنا سوختم و خاکستر شدم .
گفته بودی که چرا محو تماشای منی . آنچنان مات که یک دم مژه برهم نزنی . مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود .انز چشمان تو قدر مژه برهم زدنیست .
کی روز سد غمی به اندازه کوه . یک روز سد نشاط به اندازه دشت . افسانه زندگی چنین است عزیز در سایه کوه باید از دشت گذشت .
چه گسی می داند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی. چه کسی می داند که حسرت یک روز نه درفردایی. پیله ات را بگشا تو به اندازه یک رویایی.
پازل دل کسی رو به هم زدن هنر نیست هر وقت با تیکه های دل شکسته ی یک نفر پازل جدید براش ساختی هنر کردی .
پشت ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که نمی تونی بخری ! چون فقط وسوست می کنه که اون چیه که دری رو به خاطرش از دست میدی .
به غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد / عجب از محبت من که در او اثر ندارد / غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد / دل من زه غصه خون شد / دل او خبر ندارد .
سیب سرخی را به من بخشید و رفت / ساقه سبز دلم را چید رفت / عاشقی های مرا باور نکرد / عاقبت بر عشق من خندید و رفت / اشک در چشمان سردم حلقه زد / بی مروت گریه ام را دید رفت .
گاهی دل آنقدر تنگ میشه که گریه هم کم می یاره / یه حرف ساده گاهی چقدر غم میاره .
کاش در دنیا سه چیز وجود نداشت . غرور . دروغ . عشق . انسان با غرور می نازد با دروغ می بازد و با عشق می میرد .
تو میمیری و من فقط نگاهت می کنم .تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم. بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم ولی برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست.
مطمئن باش و برو. ضرب ات کاری بود . دل من سخت شکست و چه زشت به من و زندگیم خندیدی . دل من عاشق پاک که پر از یاد توبود . خیالم میگفت : تا ابد مال تو بودم . تو برو تو برو تا راحت تر تکه های دلم را سرهم بند بزنم .
می دونی چرا اشک زیبا تر از لبخند است؟ برای اینکه میتونی لبخند رو به همه بدی ولی اشک تو برای کسی می ریزی که دوست نداری از دستش بدی .
نمیدانی چه میدانی که انسان بودن ماندن چه دشوار است / چه زجری می کشد آن کس که انسان است و سرشار از احساس است .
دل بسه گریه نکن /دیگه رفته صداش نکن / از تو قاب پنجره / بی خودی نگاش نکن /دیگه دل تنگ تو نیست / دیگه هم رنگ تونیست .
مادر بزرگم میگه عشق کشک و من در جوابش میگم زندگی آش . با من موافقی آش بون کشک مزه نمیده .
مرگ از زندگی پرسید اون چیه که تو رو آن قدر زیبا جلوه داده و مرا تلخ ؟زندگی لبخند زد گفت :دروغ هایی که در من است وحقیقتی که در توست .
یاد آن روز که در خانه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم .
یه روز دل نشست فکر کرد سنگ بشه سنگ شد .رفت نشست میون سنگ ها و عاشق یه سنگ دیگه شده .
نگه داشتن عشق مثل نگه داشتن آب توی دسته . فکر می کنی نگه داشتی اما وقتی دستتو باز میکنی هیچی ازش نمونده جز خیسی خاطره ها .
عقل از عشق پرسید که دشوار تر از مردن چیست؟ عشق فرمود : که فراق از همه دشوار تر است .
از من پرسید من رو بیشتر دوست داری یا زندگیت رو ؟ گفتم : زندگیم رو . قهر کردو رفت . اما نفهمید که همه زندگیم بود .
هیچ کس نمیتونه به دلش یاد بده نشکنه. اما میتونیم به دلامون یاد بدیم وقتی شکست لبه تیزش دل کسی رو نبره .
اینقدر زیر لب نام تو را زمزمه کردم / لبم سوخت ولی توبه نکردم .
عشق از دوستی پرسید تفاوت من با تو چیست ؟ دوستی جواب داد:من دیگران را با سلام آشنا میکنم . تو بانگاه . من اونهارو بادروغ از هم جدا میکنم تو با مرگ .
از ساعت متنفرم. از این اختراع عجیب بشر . که جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی های من میکشد .
یکی بود یکی نبود .زیر این سقف کبود یه غریبه آشنا دل دینم رو روبود .این جوری نگام نکن .گل یاس مهربون اون غریبه خودتی .همیشه با من بمون
مثل شقایق زندگی کن کوتاه اما زیبا . مثل پرستو کوچ کن فصلی اما هدفمند .مثل پروانه بمیر دردناک اما عاشقانه .
تمام لذت های دنیا واسه زمانیه که اصلآ انتظارشو نداری . و هیچ لذتی بالاتر از دوست داشتن نیست .پس حالا که انتظارش را نداری ...... دوستتدارم .
آدما شوخی شوخی زخم زبون میزنند / جدی جدی دل میشکنند / تو شوخی شوخی لبخند میزنی / من جدی جدی عاشقت میشم / حالا میشه شوخی شوخی به اینکه جدی جدی دوستت دارم فکر کنی.
مرده ام در کوچه های بی کسی / سنگ قبرم را نمی سازد کسی / سوختم خاکسترم را باد برد / بهترین یارم مرا از یاد برد .
همیشه فکر کن توی دنیای شیشه ای هستی . پس سعی کن بطرف کسی سنگ پرتاب نکنی چون اولین چیزی که می شکند دنیای خودته .
خروس خواند و دوباره صبح شده. یک روح پاک راهی اقیانوس شد. پرسید که چش بود طفلکی چرا مرد ؟ جواب دادن دیشب یارش عروس شد .
گفتمش دل میخری ؟ پرسید چند ؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده کرد و دل زدستانم ربود / تابه خود
آمدم او رفته بود / دل زدستش روی خاک افتاده بود / جای پایش روی دل جا مانده بود.
من زیر بارون با چشمام یه آرزو ساخته بودم / واسه دوباره دیدنت زندگی رو باخته بودم / یا آرزوم رو پس بده یا با یه بار دیدنت به زندگیم نفس بده .
در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هر چه اوج بگیری کوچک تر می شوی .
میگن خدا به اندازه دل هر کس بهش نعمت میده .من فکر می کنم دلم خیلی بزرگ بوده که تورو بهم داده .
وقتی که خوشحالی......بلند نخند که غصه دار بیدار نشه .

