تبليغاتX
پيامك
مثل ماهی زنده .مثل سبزه با تراوت . مثل سیب سرخ وسالم .ومثل سکه ارزشمند .مثل سرکه ماندگار .مثل سمنو شیرین .مثل سیر پور فایده ومثل سنبول زیبا باشید .عیدتان مبارکباد .
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
پیشی نه. پیشبینی نه. پیشدستی نه. پیشنهاد نه. پیشکش نه. پیشانی نه. اه ه ه ه ه ه. پیشاپیش عیدتون مبارک.
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
دوستان خوب مثل ستاره ها هستن حتی وقتی نمی بینیشون خیالت راحت که هستن .
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/28ساعت 2:13 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
دل تو اولین روز بهار دل من آخرین جمعه سال وچه دورند چه نزدیک به هم.
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/28ساعت 2:11 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
باز آی ودل تنگ مرامونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش.
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
گفتم تو شیرین منی . گفتی تو فرهادی مگر؟ گفتم خرابت میشوم .گفتی تو آبادی مگر؟ گفتم ندادی دل به من .گفتی تو جان دادی مگر؟گفتم ز کویت میروم . گفتی تو آزادی مگر ؟گفتم فراموشم نکن. گفتی تودر یادی مگر ؟
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
بارون که میاد دستاتو بگیر زیرش . هر چند تا قطره که گرفتی تو منو دوست داری. هر چندتا که نتوستی بگیری من تورو دوست دارم .
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
مهربانی را زمانی دیدم که کودکی سعی داشت با آبنبات خود آب شور دریارا شیرین کند .
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 2:49 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
دم اونای که تو خونه تکونی دلشون مارو دور نریختن گرم . من سعی میکنم زیادی جانگیرم .
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 2:47 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
LOVE

L:لنگه تو پیدا نمیشه O:َعمرمی V:وجودمی E:ای وای اس م اسو اشتباهی فرستادم .

+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 2:45 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 

به سلا متی دیوار چونکه هر مرد ونامردی بهش تکیه میکنه. بسلامتی کلاغ نه بخاطر سیاهیش فقط   بخاطر یک رنگیش .به سلامتی کرم خاکی بخاطره خاکی بودنش . بسلامتی گاو چون نگفت من گفت ما .وبه سلامتی من که دوست داشتن رفیقام یادم نرفته .

+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 2:42 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
مهربون اجازه هست بشم فدات ؟اجزه هست توشعر من اثر بذاره خندهات ؟شب که میاد یواش یواش  باچشمک ستارههاش اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات ؟

+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 2:33 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
از خدا نخواه توی دنیا کسی باشی . از خدا بخواه تمام دنیای کسی باشی
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 2:16 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
زندگی کن ولبخند بزن به خاطر کسی که بالبخندت زندگی میکند . از نفست گرمی میگیرد وبه امید تو زنده است .
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 2:12 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد .خبری از دل پردر گل یاس نداشت .باید آنجورنوشت هر گلی هم باشد چه شقایق چه گل پیچک یاس زندگی اجباریست
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 2:10 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
موج اگر میدانست ساحل هیچ وقت دستش را نمی گیرد هرگز برای رسیدن نفس نفس نمی زد .
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 2:4 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
بلبل نیستم که بر هر شاخه ای غوغا کنم . شمع هستم میسوزم وجانم را فدایت میکنم
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 2:2 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
۷ روز دیگه بهار می آید همه چیز را تازه میکند . سال. ماه .هوا .طبیعت .ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به همه اونا تازگیا می ارزه و اون رافاقتمونه . 
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 1:58 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
پس از مرگم تو بیا ای زیبا  نگارم بیا با جمع یاران بر مزارم . سرت خم کن بزن بوسه بر خاکم که در زیر خاک هم  چشم انتظارم .
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 1:54 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
نخ داخل شمع از شمع پرسید :چرا وقتی من میسوزم تو آب میشی ؟شمع جواب داد مگه میشه کسی تو قلبم بسوزه و من اشک نریزم
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 1:50 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
مرا هر جور خواهی در بند کن جفایت را از این هم بیشتر کن بزن با عشق خود آتش به جانم ولی آتش نشانی هم خبر کن.
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
به رنجهای دنیا اعتنا نکن زیرا خوشهای آن گذراست. مولا علی (ع)
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 1:24 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
دستهایم بوی گل میداد به جرم چیدن گل زندنی شدم.اماهرگز نفهمیدن که من گل کاشتم .
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
اگه دل کسی روشکستی یک میخ روی دیوار بکوب .بد اگه یک روز دلشو بدست آوردی میخ رو از روی دیوار بکش بیرون ولی این بدون که جای میخ همیشه روی دیوار میمونه.
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 1:20 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
به موریانه ها بگویید بیهوده در تلاشند ! سقف خانه دلم چوبی نیست .
+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
اگر روزی دشمن پیدا کردی . بدون در رسیدن به هدفت موفق بودی اگر روزی  تهدیدت کردن در برابرت ناتوانند.اگر روزی خیانت دیدی بدون قامتت بلاست.اگر روزی ترکت کردن بدون با تو بودن لیاقت میخواهد .

+  نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
در سرای گل فروشان گرچه گل بسیار است چون تو گل پیدا نمودن مشکل و دشوار است  
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/22ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
زندگی مثل یک دیکته است. هی غلط  می نویسی هی پاک میکنی .دوباره می نویسی باز پاک میکنی  غافل از این که عجل یکهو داد میزنه برگه ها بالا................ عمرت دراز
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/22ساعت 1:21 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
اگه با دیدن من غم تودلت جون میگیره . میمیرم که تا ابد قلب تو آرام بگیره
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/22ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد . به دلی دلبسپار که جای خالی برایت داشته باش ودستی را بپذیر که باز شد را بهتر از مشت شدن بلد است.

+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/22ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 

دوستت دارم نه به آن خاطر که دستم بداری بلکه لایق دوست داشتنی .

+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
زائری بارنیم  آفا بدادم میرسی ؟ بی پناهم خسته ام تنها بدادم میرسی ؟ گر چه آهو نیستم  ام اما پراز دلتنگی ام ضامن چشمان آهو به دادم میرسی؟ من دخیل التماسم  رابه چشمت بسته م هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی ؟
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
مهربانا سایبانی از جنس اشک ونیازمیخواهم تا سجاده دلم بگسترانم وبادستان خسته قنوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی وگل های زیبای عشق وایمان  را بار دگر  در من تازه گردانی  .
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ می گوید !!!حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی میکند .
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
در حسرت دیدار تو آواره ترینم .هر چند تا دیدن تو فاصله نیست.
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
عهد کردم که اگر بوسه دهد توبه کنم تادگر بار ازاین گونه خطاها نکنم . بوسهی داد و چو بنشست لبم برلب او عهد کردم که توبه بیجا نکنم .
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
آدمک آخر دنیاست بخند. آدمک مرگ همین جاست بخند . دست خطی که تورا عاشقکرد شوخی کاغذی ماست بخند . آدمک خرنشوی گریه کنی .کل دنیا سراب است بخند .آن خدای که بزرگش خواندی  بخدا مثل تو تنهاست بخند . 
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
به دلم گفتم عشق راخلاصه کن گفت آغاز کسی باش که پایان تو باشد .
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 9:57 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
ساقی امشب صدایت با صدایم ساز نیست* یاکه من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست .
+  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 9:55 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
زندگی ما حکایت یخ فروشه است که میگه نفروختیم ولی تموم شده .
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت 1:31 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
تا حالا سوراخ جوراب مورچه را دیدی؟دل من انقدر برات تنگ شوده .
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت 1:26 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
روتموم سنگهای دنیا نوشتم دلم برات تنگ شده .امیدوارم یکی از اون سنگها بخوره تو سرت تا  بفهمی دلتنگی چه دردی داره .
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
دوستی که چشم انتخاب کند محبوب دل نخواهد شود .ولی دوستی که دل انتخاب کند بی گمان نور چشم خواهد شود .
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت 1:15 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
تاحالا کفشهاتو نگاه کردی ؟ ۲عاشق.۲همراه . که بی هم میمیرند با هم خاکی میشوند .بدون هم زیر بارون نمیرند . کاش آدمها کمی ازکفشهایشان یاد بگیرند . 
+  نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/12ساعت 1:48 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
توکل کن تفکر کن آنگاه استین بالابزن پس خواهی دید که دستی زود تر از دستان توبکار شده است.مولا علی(ع)
+  نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/12ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست      عهد باهرکه ببندیم جانمان در دست اوست
+  نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/12ساعت 1:40 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقتت روزات دزدیده و به جاش  به زخم همیشگی روقلبت هدیه داد زل بزنی وبه جای اینکه لبریز کینه نفرت شی حس کنی که هنوز دوستش داری چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیوار کسی تکیه بدی که یکبار زیر آوار غرورش تمام وجودت لهشده .چقدر سخته توخیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ام وقتی دیدیش جز سلام چیزی نتونی بگی .چقدر سختهوقتی پشتت بهشه دونهای اشک گونهاتو خیس کنه ام مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوز دوستش داری. چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی وهزار بار توخودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 8:48 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
من چهار چیز را دوست دارم .تو آسمون خدارو .تو زمین خودمو. تو  خودم قلبمو . توقلبم تورو
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
فرشته از سنگ پرسيد چرا از خدا نمي خواهي انسانت كنه. سنگ گفت: هنوز ان قدر سخت نشده ام
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
هميشه هر چه زيباست عزيز نيست .هميشه هرچه عزيز است زيباست .تقديم به توكه هميشه عزيزي
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
 خدايا انكه در تنها ترين تنهايم تنهايم گذاشت تو در تنهاترين تنهايش تنهايش نگذار
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
اگر خداتورا به طرف پرتگاهي هدايت كرد اصلآ نترس وبپر .حتما خدا به تو پرواز هم ياد ميدهد
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
اگر يك بار ديگر اس م اس بزني (جرت ميدم)

ج:جونمو. ر:روحمو .ت: تمام زندگيموبهت ميدم.

+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
گل اگر خشك شود ساقه آن مي ماند دوست اگر دور شود خاطراي آن ميماند
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 7:30 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
تو این دنیای نامرد یک پسر نابینابود که يک دوست دختر داشت .پسر دوست دخترشو خیلی دوست  می داشت. بهش مي گفت:اگه من دو تا چشم داشتم واسه هميشه باهات ميمونم .يك روز يك نفر پيدا   كه چشماشو داد به پسر .پسر وقتي تونست دوست دخترشو ببينه. ديد كه اونم نابيناست.به دوست دخترش گفت :ديگه نمي خوامت.از پيش من برو  دوست دوخترش وقتي داش ميرفت  لبخندي تلخي زد وبا اشك گفت مواظب چشمهاي من باش .

+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
دوستان را یاد کردن عار نیست. این اس م اس کمتراز دیدار نیست. دوستان را دوستی کن در حیات بعد مردن دوستی در کار نیست
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
همه واسه دوستشون گل میفرستن من واسه گلم چی بفرستم.
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
همیشه واسه گلی گلدون باش که اگر به آسمون رسید یادش باشه ریشه اش کجاست ؟
+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 7:6 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
روي هر پله كه بايستي بدان كه خدا يك پله بالاتر است. نه براي آنكه خداست. بلكه فقط ميخواد دست تورا بگيرد . 

+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
ماهي شده بود باورش تور اگه بندازن سرش ميشه عروس ماهي ها شاه ماهي ميشه همسرش ماهيه باورش نبود تور اگه بندازن سرش نگاه گرم ماهيگير ميشه نگاه آخرش...

+  نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط ميلاد   | 
کسی که خیلی دوست داره همیشه نگرانته برای همین بیشتر از این که بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش..............راستی مواظب خودت باش

+  نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/06ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط ميلاد   | 
اشک بهترین پدیده دنیاستد ولی تازیباترین چیز را از تو نگیرد خود راتقدیم نمی کند.

+  نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/06ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط ميلاد   |